الشيخ أبو الفتوح الرازي

22

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بيامد و جماعتى كه ساز آمدن نداشتند آن جا بماندند ، مشركان ايشان را عذاب كردند و ايذا نمودند و عقوبت كردن گرفتند . آنگه بيان كرد به « من » تبيين كه : اين ضعيفان هم مردانند هم زنانند هم كودكان ( 1 ) . و الولدان ، جمع كثير ( 2 ) باشد ولد را ، كخرب و خربان و ورل و ورلان ، و آنچه غالب بود بر جمع اين باب فعال بود ، كجبل و جبال و جمل و جمال . آنگه بگفت كه ايشان در آن جا چه مىگويند و چه ( 3 ) دعا مىكنند : * ( رَبَّنا ) * ، بار خدايا ! ما را بيرون بر از اين شهر بيدادگر اهل ( 4 ) ، و ظالم در لفظ صفت « قرية » است ، و در معنى صفت « اهل » ، براى آن كه فعل اهل قريه است . و رفع « أهل » بر فاعليّت است براى آن كه اسم فاعل عمل فعل كند ، و مراد به « قرية » مكّه است بر قول عامّهء مفسّران ، و ايشان شهر بزرگ را قريه خوانند براى آن كه مردم در او مجتمع باشند ، و نيز در دعا مىگويند : * ( وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ) * ، و ما را از نزديك تو ( 5 ) ولىّ كن ، و « ولىّ » قيّم باشد به كارى كه او به آن اوليتر باشد ، و ما را از نزديك تو ( 6 ) يارى كن ، تولَّاى كار ما تو كن و با كس مگذار ، و نصرت ما را تو قوّت فرماى . و ابو على گفت : از جملهء بازماندگان ضعيفان عيّاش بن ابي ربيعة بود و أبو جند بن سهيل و سلمة بن هشام و الوليد و غيرهم ، خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد و رسول - عليه السّلام - مكّه بگشاد و عتّاب بن اسيد را بر او امير كرد ، و او يار ايشان شد تا آنان كه مظلوم بودند و ذليل و ضعيف قاهر و غالب و قوى گشتند بر ظالمان . آنگه حق تعالى وصف كرد هر دو فرقه را از مؤمنان و كافران و باز گفت ( 7 ) نصرت ايشان معبود خود را ، گفت : * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، آنان كه مؤمنانند در سبيل خداى جهاد كنند ، و آن غزات كافران است . و در « سبيل اللَّه » دو قول گفتند : يكى جهاد و يكى ره ( 8 ) بهشت ، و المعنى في

--> ( 1 ) . وز ، تب ، مر : كوكاناند . ( 2 ) . مر : كثرت . ( 3 ) . مر : چون . ( 4 ) . مر : بيدادگرند اهل او . ( 6 - 5 ) . مر : خود . ( 7 ) . تب از . ( 8 ) . مر : راه .